عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
29
منتخب التواريخ ( فارسى )
قدّس الله ارواحهم - وقتى كه خواجه عبد الشهيد متولد شده او را به خدمت خواجهء احرار بردهاند . حضرت خواجهء احرار او را در كنار گرفته فرمودهاند كه مرد آگاه خواهد شد . خدمت خواجه صاحب كمال ظاهرى و باطنى بود ، رياضات شاقّه كشيده و مجاهدات بسيار كرده ، مجموعهء كمالات انسانى بود و خلايق از انفاس نفيسهء آن قدوهء ارباب صلاحيت كسب فيض نموده هدايت مىيافتند . در طريقهء سلوك قدم بر قدم حضرت خواجهء احرار - قدّس اللّه سرّه - داشت از سمرقند به هند آمده هژده سال در اينجا بود و در سنهء 982 ه . مىفرمود كه وقت رحلت ما نزديك رسيده و مأموريم به آنكه مشتى استخوان خود را در سمرقند به گورخانهء آباى خود رسانيم و متوجّه سمرقند شد و چون به كابل رسيده در همان ايام ميرزا شاهرخ اهل كابل را اسير كرده متوجّه بدخشان بود . به وسيلهء شفاعت خواجه قريب ده هزار آدمى از قيد ارباب ظلم و طغيان نجات يافتند و چون به سمرقند تشريف بردهاند بعد از دو سه روز جهان فانى را بدرود كرده در جوار آباى بزرگوار خويش مدفون شد . رتبهء خواجه از آن عالىتر است كه خوارق و كرامات از آن خلاصهء كمالات ذكر كرده اثبات آن نمايند . محرّر اين سطور جمال حضرت خواجه را زمانىكه اردوى معلّى از پتنه بازگشته در حدود بهونگانون و پتيالى رسيده به وداع خليفة الزمانى آمده بودند از دور ديده ، اما سعادت ملازمت و دولت مجاورت نيافته - سلام الله عليه و على آبائه الكرام . شيخ ادهن جونپورى عليه الرّحمة و الرّضوان مريد والد بزرگوار خود شيخ بهاء الدين است از سلسلهء چشتيه كه در زمان خويش مقتداى مشايخ روزگار بوده . عمر طبيعى دريافته بلكه از آن هم گذرانيده ، چنانچه پسرانش در سنّ هفتاد و هشتاد سالگى به خدمت او قيام داشتند و نبيرهها بر اين قياس و خلاصهء حياتش را به تمام و كمال صرف عبادت و تحصيل معرفة الله گردانيده ، اگرچه علوم ظاهرى بسيار تحصيل كرده بود ، اما هرگز درس نگفتى و ذوق سماع و حالت بىنهايت داشت و باوجود ضعف بدنى و بىقوّتى تركيب عنصرى و سستى جميع اعضا كه در وقت تجديد وضو و قيام صلوة و بعضى از حركات ضرورى ديگر بىامداد خادمان از محلّ آرام برخاستن دشوار بودى ، هرگاه آواز سرودى شنيدى به سماع برخاستى و